محمد نعيم

مقدمهء مصحح 26

شرح مثنوى ( فارسى )

در هر صورت ، او در خانواده‌اى اهل علم و عرفان و خطابه و وعظ رشد كرد . « تلقين ذكر و خرقهء او متّصل است به پدرش احمد الخطيبى و از او به امام احمد غزّالى و از او به ابو بكر نسّاج و از او با محمّد زجاج و از او با ابى بكر شبلى و از او با شيخ الطوائف جنيد و از او با سرى السقطى و از او با معروف الكرخى و از او با داود الطائى و از او با حبيب العجمى و از او با حسن البصرى و از او به امير المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب كرّم اللّه وجهه العزيز و از او به سيّد المرسلين و خاتم النبيّين ، محمّد المصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم و على آله و عترته الطاهرين الطيّبين أجمعين . » « 1 » مولانا محمّد بن حسين ، معروف به « بهاء الدين ولد » و ملقّب به « سلطان العلماء » « پادشاهى بود كامل ، صاحب كشف و در همهء علوم ظاهر و باطن بىنظير و ريّان و دريايى بود از معارف و حقايق بىساحل ، پسنديده و مقبول و محبوب همهء دلها بود ؛ و ورع و تقوا به‌غايت ؛ و رياضات بسيار و مجاهدات بىشمار داشت ؛ و بر همهء دلها مشرف بود ؛ و در محروسهء بلخ متمكّن و از اقصاى خراسان فتاواى مشكل به حضرت او آوردندى و او را از بيت‌المال مرسومى معيّن بود كه به امر شريعت ، معيشت از آنجا فرمودى و هرگز از وقف چيزى تصرّف نكردى و در لباس و زىّ دانشمندان بودى . هر روز از اوّل صبح تا بين الصلاتين خلايق را درس فرمودى و فوائد رسانيدى و بعد از نماز ، ديگر اصحاب و ملازمان را معارف و حقايق گفتى . روز دوشنبه و جمعه ، عامّهء خلايق را موعظه فرمودى و سلطان سعيد ، جلال الدين محمّد خوارزمشاه - انار اللّه برهانه - از جملهء مريدان و معتقدان حضرت او بود و پيوسته به حضرت ايشان تردّد كردى و در اكثر ايّام به دقّت موعظه به استادش مولانا فخر الدين رازى رحمة اللّه عليه به هم به مجلس حاضر آمدندى . . . صحبت او به طريقهء صحبت سلاطين بود . سيّد برهان الدين الترمذى المحقّق - كه از جملهء اقطاب بود و رياضات و مجاهدات

--> ( 1 ) . رسالهء سپهسالار ، ص 9 .